تبليغاتX
لیلای
دیگر در اینجا نخواهم نوشت که بر فیلتر بودن و نبودنش باید دعای صد سحر گشا را خواند به یمن مملکت جینگلی مستانه!

+  Mon 15 Jun 2009 3:23 PM   . 

نمیدانم این بار این مهربان مردی که در هیبت نگاه نافذش میشود هزار شب امن و ارام را دید

با گلهای شب بوی چه خواهد کرد،کاش بداند زخمی قبیله پاییزی و همسفر تنهایی باد را، طاقت

خزانی دوباره نیست!

+  Sun 14 Jun 2009 9:7 AM   .  | 

کنار پنجره من باران را مینگرم باران مرا

باران اواز خوان قطره های عاشق است و من چشمهای تنهای قدمهایی که نبود تا زیر باران بردارد

+  Fri 12 Jun 2009 5:44 PM   .  | 

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاستسرم به دنیی و عقبی فرو نمی​آیددر اندرون من خسته دل ندانم کیستدلم ز پرده برون شد کجایی ای مطربمرا به کار جهان هرگز التفات نبودنخفته​ام ز خیالی که می​پزد دل منچنین که صومعه آلوده شد ز خون دلماز آن به دیر مغانم عزیز می​دارندچه ساز بود که در پرده می​زد آن مطربندای عشق تو دیشب در اندرون دادند سخن شناس نه​ای جان من خطا این جاستتبارک الله از این فتنه​ها که در سر ماستکه من خموشم و او در فغان و در غوغاستبنال هان که از این پرده کار ما به نواسترخ تو در نظر من چنین خوشش آراستخمار صدشبه دارم شرابخانه کجاستگرم به باده بشویید حق به دست شماستکه آتشی که نمیرد همیشه در دل ماستکه رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواستفضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست

+  Wed 10 Jun 2009 11:23 PM   .  | 

مـن دیـوانـه چـو زلـف تـو رهــا مـی‌کــــردم

هـیـچ لایـق‌تـرم از حـلـقـه‌ی زنـجـیـر نـبـــود

+  Wed 10 Jun 2009 11:6 PM   .  | 

لبخند میزند!مهربانی میکند،از ستاره میگوید از ستاره شدن،از بلندی،اوج

 و من دلم سخت میگیرد  و خیسی هزار کابوس را میگریم و میخواهم به تنهاترین ستاره دور از اینجا پناه برم

+  Tue 9 Jun 2009 11:53 AM   .  | 

قیمت امن بودنتان،بهای شهرت  گمنامی ایست که می شناسیدش؟! وای بر من!وای بر شما!

+  Tue 9 Jun 2009 11:29 AM   .  | 

از چشمهای تو من مانده است و هیچ

فارغ ز یاد من او مانده است و خویش

بر دوش خسته ام اهی که رفته است

دستی و کوتهی،زلفی و پیچ و پیچ

+  Mon 8 Jun 2009 11:49 AM   .  | 

مینویسم که بی تو پای رفتنم نیست و تا سِحردستهامان قدمی بیش نمانده
+  Fri 5 Jun 2009 1:20 PM   .  | 

چیزهایست که نمیدانم

میدانم

سبزه ای را بکنم خواهم مرد

+  Thu 4 Jun 2009 10:57 AM   .  | 

تنها یک کلام حرف حساب بعد از انهمه حرف! دروغ زنی،ان هم این همه راحت!؟!

الهی من بمیرم برای ایران

+  Thu 4 Jun 2009 10:14 AM   .  | 

نامش را هم که میبینم حالم به هم میخورد، اخر مگر من چه هیزم تری به تو و خاندانمان فروخته ام؟!

چرا یکی نیست حرف مرا بفهمد!من که میشناسمت، حالا گیرم تو بر سر این نردبان هم میماندی

اما اگر چشمهایت را باز میکردی، گامهایت را بر سر جان من میدیدی نه نردبان!

هنوز هم لبخند زدن بی  طمع را یاد نگرفته ای

+  Thu 4 Jun 2009 10:3 AM   .  | 


هنوز می نويسم و تو می خوانی ولی نمی دانی که برای تو نوشتن دردی است در اين سينه ی شرحه شرحه از فراق که شايد عطری از بانوی مصر در خود داشته باشد. با تو گفتن تمام آرزوی اين دل خسته است و از تو شنيدن حسرتی برای تمام دقايق نفس کشيدن. بگذار نوشتن را به ياد بياورم. بگذار با تو بنويسم و از تو بنويسم.
هنوز می نويسم و تو می خوانی و می دانی ...

ساغر

+  Wed 3 Jun 2009 9:37 PM   .  | 

خسته ام از دلتنگی که به گوش او نمی رسد، نمی رسد،این تنها منم که دلم برای دیدارش پر میکشد

چه دیداری که در میان جمعیتی باشیم و چه خلوتی که جز من و او راهی بر ان نباشد

+  Wed 3 Jun 2009 9:7 PM   .  | 

تعجبی نمی کنم حالا کار مردم ایران به جایی برسد که خودشان را خدا هم بنامند

بلاخره هر کسی از این اب گل الوده ماهی میخواهد دیگر

پی:نظر ان بنده خدایی که زیر عکس کویر ثبت شده را بخوانید!

خدایا دیگر در بیداری چه ها که نمیبینم!

 

+  Wed 3 Jun 2009 10:13 AM   .  | 

فرقی نمیکند تو در میانه دودها و ازدحام گم شوی و من هنوز کویر را از اشکهایم خیس کنم

+  Wed 3 Jun 2009 10:5 AM   .  | 

از اخبار انتخابات  حالم به هم می خورد وقتی راه میروم و کودکان هنوز هم دستمال میفروشند

و مادری کودک دو ساله اش را در اغوش دارد و گدایی می کند

+  Wed 3 Jun 2009 9:51 AM   .  | 

بیتابم,چنانکه درختان برای باد
+  Tue 2 Jun 2009 6:9 PM   .  | 

کلمات را همه به اب خواهم بخشید،زیباترین غزلم را از نگاه تو خواهم گفت

و تنهایی ام را کنار دستهای مهربان تو خواهم خوابانید

و شاید روی برگردانم تا خواهش اغوش امن ترا میان بغض فرو خورده ام پنهان کنم

اغوشی که عاشقانه در برم نمیکشد

 

+  Sun 31 May 2009 10:31 PM   .  | 

اخترشناسان به تازگی آشفتگی هایی در توده های سحابی، خوشه های ستاره ای و یک ابرسیاه چاله در مرکز کهکشان قنطورس آ  دیده اند. برای اولین بار فوران گسیل یا تابش ها از هاله سیاه چاله مرکزی کهکشان با طول موج های بسیار زیر میلیمتری، توسط یک تلسکوپ رهیاب 12 متره در ارتفاعات اتکاما در شیلی تصویر برداری شد. اخترشناسان با ترکیب طول موج های مرئی و اشعه ایکس توانستند این تصاویر جدید را تهیه نمایند.منبع

پی:تمام زندگی ام را میدهم اگر لحظه ای خوشه ستاره ای کهکشان باشم یا انقدر نزدیک که

سر انگشتی برای اغوش کشیدنش فاصله ما باشد

+  Sun 31 May 2009 4:11 PM   .  | 

دل داده ام بر باد ، بر هر چه باداباد
مجنون تر از لیلی ، شیرین تر از فرهاد
ای عشق از آتش اصل و نسب داری
از تیره ی دودی ، از دودمان باد
آب از تو توفان شد ، خاک از تو خاکستر
از بوی تو آتش ، در جان باد افتاد
هر قصر بی شیرین ، چون بیستون ویران
هر کوه بی فرهاد ، کاهی به دست باد
هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پدر ما را ، اندوه مادرزاد
از خاک ما در باد ، بوی تو می آید
تنها تو می مانی ، ما می رویم از یاد
  قیصر امین پور

+  Sun 31 May 2009 3:50 PM   .  | 

میخواهم دستهایت را داشته باشم 

من که سهم تنهایی خود را از مسافران غریب نخواستم و سلام چشمهای بی باران را بر این کویر

پاسخی ندادم

تو که درد را میشناسی،نه این واژه ها و نه این غزل ها جای خالی نبودنت را پر نمیکند

نه رویا نه خیال من ترا میخواهم با قایق کوچکی که بر ابی بودن انداخته ام با دستهای پر پروای تو

پاروی بی جان مرا چه حاصل؟!!

+  Fri 29 May 2009 10:39 PM   .  | 

بسترهای تن فروشی حیران ما می مانند،ببین روحت را به چه ها که نفروخته ای؟؟؟

+  Fri 29 May 2009 4:32 PM   .  | 

برای من بس است اهسته های بی رنگ،بگذار فریادت زنم 
+  Fri 29 May 2009 0:40 AM   .  | 

بشنوید
+  Thu 28 May 2009 9:30 PM   .  | 

"از هر آنچه آیینی است ( به اصطلاح مرتبط با کشیش اعظم است) باید به سختی پرهیخت زیرا بی درنگ می پوسد . البته یک بوسه نیز در حکم آیین است [و با این حال] نمی پوسد. ولی فقط آن میزان آیین مجاز است که همچون یک بوسه، اصیل باشد . "

                       لودویگ ویتگنشتاین

+  Thu 28 May 2009 8:42 PM   .  | 

می خواهم ننویسم اما تصویر ان دختر با ان چشمان درشت بارانی اش رهایم نمی کند

کنار مادرش نشسته بود ارام و بی صدا و ساده اشک  میریخت،غمش بزرگتر از دل کوچکش،شاید بود

مادر گاهی با نجوایی لبخندی بر لب دخترک می نشاند 

 و من حسرت اینکه اشکهایم دل نازک مادرم را نلرزاند تا اسوده در کنارش خالی شوم

من در اغوش کدامین باران خالی خواهم شد؟!!!

+  Thu 28 May 2009 8:31 PM   .  | 

رای بدهید به احمدی نژاد!!!!!!!
+  Thu 28 May 2009 11:18 AM   .  | 

تمام دنیاها و پله ها و ترقی ها و هزاران کوفت و زهر مار باشد از ان خودتان

من نه روح بزرگی دارم و نه مهری اسمانی که در بازار مبادلات مهرورزی بی دریغتان به کار اید

و نه دلی  که ان را هر روز بر کف محاسبات دو دوتایی و ... بگذارم،عرفان میخوانم

اما عارف نیستم عشق را نمی دانم اما از ان ناگزیرم

تنها من جا می مانم با برهوتی که هنوز هم به ان عادت نکرده ام

+  Thu 28 May 2009 10:29 AM   .  | 

او هنوز باران را از پشت شیشه ها میخواهد

و من با تنهایی دستهایم به زیر باران

می روم

او بماند با شیشه هایش

پ:انقدر نبوده که تمام افعال ناخواسته سوم شخص غایب شد

+  Tue 26 May 2009 5:47 PM   .  | 

دلم توی سنت شکن را میخواهد

که وقت هزار بادیه تشنگی،خلوت کبوتران چشمه را تشنه تر بودی

ترا که لبخند را،نه بر کلاهی و راهی،که بر کودکی برهنه میزنی

و دشمن تمام کلیدهای مبادایی

ترا که پروانه های بیقرار را نه بر گیوتین البوم های من و تن

که بر رقص لاله ها دوست می داری و فردا را بی خورشید اگر بر سری،حصیر خنکای اسودگی نباشد

دلم دلت را میخواهد ای هم قبیله روزهای بی مهتاب

غربت دلتنگی هایم را نمیدانم

اما

ترا در نای هزار شعر و ترانه میخوانم

می ترسم که لولوی شیشه های سهرابی،اهنگ باران را میان دستهای بی پناه و شکننده ی من گم

کند

+  Tue 26 May 2009 4:32 PM   .  | 

من گل افتاب گردانم از رخت روبرنگردانم

غیر از سیمای اسمانی تو

قبله ای دیگر نمیدانم

+  Mon 25 May 2009 4:6 PM   .  | 

من بی تو

بی اغوش شوق نفس هایت،بی بوسه حظورت

اه ای استوارترین پناه دور، دلم میخواهد در برم گیری

+  Sat 23 May 2009 5:1 PM   .  | 

http://www.arianmusic.com/download/

+  Fri 22 May 2009 1:33 PM   .  | 


تو دخترک عاشق ماه را به چه بهايی به ماهتاب فروختی؟ آغوشش عطر ديگری می داد يا لبهايش ميزبان خوبی برای بوسه هايت بود؟
خيابانهای آن شهر کويری شاهدند که من جز بر ماه عاشق هيچ ستاره ای نبودم، دلبسته ی هيچ آفتاب و مهتابی نبودم.
آن روز که می نوشتم: «مهتاب همرنگ دانه های اشک من می شود» حتی به خواب هم نمی ديدم که در همان روزها و يا پيش از آن ماهتابی را به آغوشت ميهمان کرده باشی.
مردان سرزمينم را ديگر نشانی از مردانگی نيست. شهد وصال روسپيان گوارايشان باد و بوسه ی چرکينشان مستدام!

ساغر

+  Fri 22 May 2009 1:2 PM   .  | 

ببین کار ایران من به کجا رسیده است که باید زیر تقاضای no filter

فیس بوک را ایرانیان امضا کنند


So in case Facebook is intending to ban Iran based users, this is what we have to say:

The sanctions and embargoes imposed on Iran are meant to target the government; not the people. Facebook is targeting people.

This is against what social networking stands for. This is against what civil society stands for. This is against what freedom of speech stands for. This is against what human rights stands for.

This is against what Facebook stands for.

We ask Facebook not to politicize its mission.
We ask Facebook to stand for what it is created for.
We ask Facebook to let Iranian people interact with the world.

We need to keep the civil society going in Iran. We need to have a voice.

Do not punish us for no crime;
Facebook, Please Do Not Cut Us Off!

+  Fri 22 May 2009 9:35 AM   .  | 

ساده اما باشکوه

+  Fri 22 May 2009 9:24 AM   .  | 

گوش کن جاده صدا میزند از دور قدم های مرا!

وقت رفتن

+  Fri 22 May 2009 9:15 AM   .  | 

ان که من با خیالش جامانده ام،شب گرد کوچه های اشناییست

ان که دستهای جوانه زده مرا به تنهایی دستهایش قلمه نزد، در پی مایی دیگر

نفرین بر هرچه یاد من

+  Fri 22 May 2009 9:12 AM   .  |