تبليغاتX
لیلای
صحنه ها تاریکند

وقتی حضور صمیمی ات را غیبت باور نکردنی از نگاهمان دزدید

بوی خاک بودی

تلنگر برگهای پاییزی در حنجره ات

شکیبا بودی

باور ندارم که نیستی

+  Mon 21 Jul 2008 3:9 PM   .  | 

تو مگر یوسف کنعانی که از دیده هر کس که روی اشکهای یعقوب را سرمه بر چشمانش کشی
+  Tue 8 Jul 2008 1:11 PM   .  | 

به سر شوق سر کوی ته دیرم نازنین

به دل مهر مه روی ته دیرم نازنین

بت من کعبه من قبله من

توئی هر سو نظر سوی ته دیرم نازنین

+  Mon 7 Jul 2008 2:44 PM   .  | 

از جان من چه میخواهی که هر وعده داستان دیگر می سرایی

جانم به تنگ امد از پریشانی احوالی که نمیداند چه میخواهد

خودش نمیداند گمان میکند که میداند

به خدا نمیداند

+  Mon 7 Jul 2008 11:35 AM   .  | 

به منت دیگران خو مکن که در دو جهان

رضای ایزد و انعام پادشاهت بس

+  Wed 2 Jul 2008 2:51 PM   .  | 

کجای دنیا دیده اید گلی را به جرم باغبانش له کنند

+  Tue 1 Jul 2008 11:11 PM   .  | 

خواب دیدم  یک لیوان اب به من دادی

تعبیرش را خواندم مرادم را میدهی نمیدانی چه قدر پاک گریستم

+  Mon 30 Jun 2008 10:42 PM   .  | 

نفس میکشم بویت را تنها نسیم سحرگاهی دارد نفس میکشم و تو نمی دانی یاسهای دوردست به عطر پیراهن تو اغشته مرا به کدامین شب گریه می سپارد

بگذار دنیای من انقدر کوچک باشد که تنها تو باشی و من تنها من باشم و عطر تو

نفس میکشی و در انتهای سبزینگی به اغوش ساده من بر میخوری و من در حیثیت شب گریه های یک مرد به بغض فرو خورده تو بر میخورم چه قدر زمین بی تو تهی از سیب است

+  Sat 28 Jun 2008 11:35 PM   .  | 

حالم بد  است  خبر اعدام یک کودک ان هم در قتل غیر عمد  بی شرمانه است حتی به قوانین خودشان رحم نمیکنند توقعی از نقض حقوق بشر نمیرود بی خود نیست در ایران همه حقوق را با پول اخر برج اشتباه میگیرند! در http://www.irsprc.org/2008/06/299.php دیدمش و این یعنی ما هنوز در عصر حجریم.یاد حرف استادم افتادم که میگفت قوه قضائیه در ایران تنها برای حل و فصل دعاویست نه برقراری عدالت

حالا‌ سخنگوي قوه قضاييه كه به صراحت در جلسه هفتگي خود در واكنشي به بيانيه اتحاديه اروپا اعلا‌م كرده بود، محمد حسن‌زاده در زمان اجراي حكم بالا‌ي 18 سال داشته است با ديدن برگ اول شناسنامه محمد كه حكايت از تولد او در سال 1370 دارد، چه خواهد گفت؟

+  Fri 27 Jun 2008 6:52 PM   .  | 


ادامه مطلب
+  Fri 27 Jun 2008 10:46 AM   .  | 

چه گویمت ؟ که تو خود با خبر ز حال منی
چو جان ،‌نهان شده در جسم پر ملال منی
جنین که می گذری تلخ بر من ، از سر قهر
گمان برم که غم انگیز ماه وسال منی
خموش و گوشه نشینم ، مگر نگاه توام
لطیف و دور گریزی ، مگر خیال منی
ز چند و چون شب دوریت چه می پرسم
سیاه چشمی و خود پاسخ سوال منی
چو آرزو به دلم خفته ای همیشه و حیف
که آرزوی فریبنده ی محال منی
 هوای سرکشی ای طبع من ،‌مکن ! که دگر
اسیر عشقی و مرغ شکسته بال منی
 ازین غمی که چنین سینه سوز سیمین است
چه گویمت ؟ که تو خود باخبر ز حال منی

+  Wed 25 Jun 2008 10:31 AM   .  | 

عروسک هنوز چشم کسی را نگرفته

+  Sat 21 Jun 2008 10:29 PM   .  |