
من تاب می اورم
تو در کدامین بهار به زمستان سرد من قدم خواهی نهاد
تو در کدامین بهار دستان تنهایم را به دستان پر مهرت خواهی فشرد
مرا در کدامین شکوفه ریز در اغوش خواهی کشید
بیا که زنگار هیچ نجابت دستانم را به پاکی عشقت نیالود
هیچ باشد برای هیچ
عالمی حرف دارم با تو
دنیا بد نبود اگر خودخواه بودیم
دنیای منطق دنیای ارام خنده رو
من دیوارهایت را میشورم تو پولش را بده
تو بی کاری همه را تو بشور
نه پولش را بده
به خاطر من بشور
خاطر؟
پولش را بگیر..........
دنیای منطق دنیای سوز خشک سرد دنیای تهی از عشق
زنان گوشه
مردان شعار
روزهای تاریک
سوت قطار
پر از حرف است
مرا در اینه نمیبینی مرا در ترنم باران نمیشنوی مرا در مستی یک جام نمی نوشی
حرفهایم را نمی شنوی میفهمی نه اصلا حرفی نیست تو سکوت مرا میخوانی
و من سکوت میکنم
یک تصویر
یک زندگی
دور دور دور از اینجا
دور از ادما
یک کلبه یک دل یک حرف یک چیز
وتنها عشق تورا به گرمی یک سیب میکند مانوس
سهراب
دل من یه راه دوره دل من
دل من سنگ صبوره دل من
مث اون گوشه صحن اسمون
خالی از ابر غروره دل من
دل من ببین چه خسته ام
چشامو از همه بستم
عمری با تن پوش مشکی سر راه تو نشستم
تو فقط باور عشقی خط سبز سرنوشتی
تو کویر خشک قلبم خط امید و نوشتی
پس کجایی تا بیایی بگیری منو از خودم
نه این جا نه هیچ جای دیگه اصلاح نمیشه
اصلا ادما خودشونو اصلاح کنن سیاست مسخره ترین علم تو دنیاست
و اگه دوران دوران بدی نبود
حقوق هیچ وقت نوشته نمی شد شاید تا چند وقت دیگه قانون نفس کشیدن ادما هم وضع شد!!!!
تا اگه کسی ازت پرسید چرا نفس میکشی؟ به چه حقی ؟بگی طبق ماده فلان قانون فلان من حق دارم
نفس بکشم
foroogh
شهم دخترک فراری شهم پسرک تریاکی شهم ایرانی ها این بود؟
این قدر نگویید اسلام برای ما چه کرد بگویید ما برای اسلام چه کردیم (امام خمینی)
با هیچ کودکی نباید بدرفتاری شود. هیچکس حق ندارد کودکان را مورد بهره کشی قرار دهد یا به آنها بی اعتنایی کند. اگر با شما بدرفتاری می شود، شما باید از کمک و حمایت برخوردار شوید.
زندگی با خانواده برای رشد و رفاه کودک بسیار مهم است. پدر و مادر شما، هر دو، مسئولیت تربیت، پرورش و امنیت شما را بر عهده دارند.
مدير عامل انجمن حمايت از حقوق کودکان در گفت و گو با برنا اظهارداشت: تعداد جرائم کودک آزاري که درسال 86 به اطلاع دفتر انجمن رسيده، 27 مورد در ماه بوده که نسبت به سال گذشته حدود چهار برابر رشد داشته است.
فرشيد يزداني، فقر آگاهي و اقتصادي ، اعتياد و جدايي والدين را از عوامل اصلي کودک آزاري دانست و تصريح کرد: 60 درصد کودک آزاري هاي امسال بر اثر فقر آگاهي و اقتصادي و 40 درصد آنها به دليل اعتياد و جدايي والدين اعلام شده است.
وي با بيان اينکه ميزان کودک آزاري در دختر و پسر به يک ميزان بوده است، گفت: ميزان کودک آزاري بين دختران و پسران تفاوت چنداني ندارد اما کودکان 10 تا 13 ساله بيشتر در معرض اين آسيب ها قرار مي گيرند.
يزداني درباره نوع آزارهايي که به اين کودکان رسيده مي شود، توضيح داد: 37درصد آنها آزارهاي جسمي، 65 درصد عاطفي، 10 درصد آموزشي، 10درصد بهره کشي اقتصادي و 6 درصد آزارها جنسي بوده است.
نالیدنت را پشت گوش می اندازم فکر کردی مسخره گیر اورده ای
اصلا عوضت میکنم صد رحمت به دلهای سنگی این قدر ازار ندارند
اخر نمی دانم تو از جان من و این دنیا چه می خواهی

خانه من پشت این دنیای سنگی است درست پشت ان تپه دیدی؟ نقلی و کوچک ٬نه اب نه گاز نه برق نه تلفن هیچ
من دستهایم را در حس سحر انگیز طراوت اب می شویم
در رود کوچک زلال
تو هم بشور اصلا تمام رخت های چرکت را بشور٬ مرده ات را بشور٬ انقدر دریایی است که هیچ گل الود و غباری نگیرد
دلم برای کوچه های خاکیت پر پر میزند برای ستاره های خوشگل و مخملینت برای اسمان صاف و بی انتهایت
راستی جیر جیرک ها حالشان خوب است نغمه های نوازش کننده ان صحرا و شبان ان دیار؟
دلم میخواهد تمام حجم خاکی ات را بغل بگیرم انقدر که در اغوشم گم شوی٬ نمی خواهم کسی ترا از من بگیرد
غربت تمام دنیا در دل من خانه دارد٬ اما عجیب در اغوش تو ارام میگیرم وقتی سر بر شانه های مهربانت می گذارم وقتی نوازش نسیم را بر گیسوانم تا قایم ترین حس ها شانه میکشی
دستانم پر از عطشی سوزان بر دیواره های کاهگلی خنکت ارام میگیرد
لبانم را به خنکای نسیم سحریت میسپارم ٬هزاران بوسه بر هوای سحر انگیز تو
حجم من ٬حجم خاکی من
وفتی که مرد بزرگی سقوط میکند حتی شخصی که دستپرورده او ست از وی میگریزد و فقیری که به مقام بلندی نائل میگردد دشمنان خود را نیز با خود همراه میکند
این جهان پایدار نیست پس هیچ غرابتی نخواهد داشت اگر عشق ما به متابعت احوال ما تغییر کند
شکسپیر هملت
نقش ادم بچه ها اصل و فروع
اصل روییست و زبانی چرب و نرم
فرع امد سیرت و وجدان و شرم
چشم شهلا روی چون ماه غنچه ای بر روی ان
کامل است کافیست دل میبرد به به به ان
دل روانست شب و روز دربدر بیچاره وار
روی زیبا بس بسازد بچه ها پروردگار
ف.غ
دیوانگی را تنهایی را
دیدم ادمیان را زنده هایی مرده و مرده هایی زنده فقرایی غنی و پادشاهانی فقیر
اموخته ام که انسانها عوض نمیشوند درست حرف توست اسب را زورکی لب چشمه نمیبرند
و ذات که هیچ جای ان را نمیگیرد
و انسان بودن دل میخواهددلی که عقل در برابرش زانو زده است که دل تنها موهبت الهی است که عقل بی دل ادم اهنی میسازد ونه ادمیزاد
وه چه گناهیست سخن از زندگی به پیش نیشخند های مردگان
مرا ببین تهی دست تر از همیشه به پیشگاه تو امده ام نشد که نامم را عوض کنم همان لیلی ماند
من با ان خو کرده ام با تبار پاک نهادم با سادگی نفس کشیدن با خانه های کاه گلی با بوی خاک باران خورده که هیچ عطری به پاکی و ارزش ان نیست همیشه زیباترین ها رایگانند که قیمت کجا توان بر ان نهاد
دلم سخت گرفته از هذیان ادمکان و گاه از خویش نیز
ازچشمانی بسته پر ز ادعای دیدن از شکار شاپرکان و شکارچیان مهربان!!!
وه چه گناهیست سخن از زندگی به پیش نیشخند های مردگان
براستی اصراف محبت است محبت به کسی که قدر و پایه ان نداند
از عاشقان بی ادعایی که معشوقه شان را دو دستی تقدیم سرنوشت میکنند میلرزند و تنها تماشا میکنند شایسته شان باد اخر مرده را چه به این کارها
وه چه گناهیست سخن از زندگی به پیش نیشخند های مردگان
من رخت خویش را بیرون کشیده ام چمدان بر بسته ام
دور باید شد از این شهر غریب که در ان هیچ کسی نیست
ف.
هملت شکسپیر
Oh she can`t see it, if people are sad
A new star in heaven, she helps everyday
Hope she lives forever and a day
She has a heart, heart of an angel
She has a heart, heart of gold
It is more and more than a lonely heart can hold
She has a heart, heart of an angel
She lives thousand lives in one
She is the queen of hearts, for her I sing this song
Heart of an angel
She gives everything, she helps everyone
Sometimes it`s easier, oh said than done
She wears love like heaven and she knows no fear
She lives between a laugh and a tear
She has a heart, heart of an angel
She has a heart, heart of gold
It is more and more than a lonely heart can hold
She has a heart, heart of an angel
She lives thousand lives in one
She is the queen of hearts, for her I sing this song (for her I sing this song)
a song of modern tallking
از خاطراتش که میگوید چشمانش برق می زند گویی لحظه لحظه خاطراتش از جلو چشمانش میگذرد
هنوز پر از شوق است هنوز عشق دارد راستی نمیرد ان که دلش زنده شد به عشق
او را بس صمیمی یافتم اشنا بود مثل اب با بستر رود
دلی با خدا همنشین و دستانی که سخت مهربان است
می دانم پینه های دستانت را هنوز قایم میکنی غریبگی نکن مادر مادر مهربان راستی زمین چه خوشبخت است اخر تو بر روی ان قدم بر میداری
۸۶/۴/۱۲