تبليغاتX
لیلای
این بار غروب اخرینی که دوستش میداشتم

پشت قاب خالی ای که نام تو زیر خطوط ساده اش نقش بسته بود،میشد، باور نداری

 با همان یک پنجره درهم ریختن تمام وجود ساده بودن من را

 

+   4:44 PM   .  | 

این هوا غربت اسمانی را دارد که شبهایش اسمانش کوچه های خاکی اش حتی یخ زدنها و لرزیدنهایش

را همه و همه را میخواهم

+   5:28 PM   .  | 

زندانیان بدی و خوبی

بردگان خداوندی که پاداش نیکی و بدی میدهد

انسانهایی که دنیا را دو رنگ میبینند یا سیاه یا سپید

انسانهای منظم حساب کتاب شده

انسانهای قید خورده

اه با اینها نمیشود رقصید نمیشود زندگی کرد حالا هی برایت دست هم که بزنند و هی برایشان بگویی

که اهنگ این ترانه وصله بالا و پایین پریدنهایت نمیشود

 

+   4:34 PM   .  | 

کنار سکوت تو این همه رنگ میمیرد

 

+   2:27 PM   .  | 

قصه یکی بود و یکی نبود

انهمه رنگ و شور انهمه اتش کنار این شب پرپر میزند

بی سحری که از راه نرسید
+   4:5 PM   .  | 

میخواهم بودن اشنایت را کنار تنهایی این همه غربت

بگذار گاهی خورشید اول غروب کند

همراه قدمهای تو میشود به طلوع رسید

 

+   8:28 PM   .  | 

من درد مشترکم

مرا فریاد کن

شاملو.

+   0:26 AM   .  | 

سازی در من شکسته است که اوای هر پاره اش

راز هزار اسمان غریب را مینوازد

داغی نزدیک است

سوختنی دیگر باید

تا گره دیگر از حنجره نی دود شود

در نای فریاد

چیزی در من شکفته میشود انگار

مهری رحمانی.

+   2:31 PM   .  | 

ماهیان قرمز سهراب هزار و یک گره رودخانه را نگشودند

اما طلوع دستان ما را یاداوری مان از غروب پر پر میکرد

چه دلتنگ بوسه ای بی بهانه ام

+   1:44 PM   .  | 

من از تو میمردم

اما تو

زندگانی من بودی

فروغ.ف

+   8:32 PM   .  | 

ای محبوب ندیده پاره ی تن

نسیم از حریر جاده ابریشمین تا هزار و یک شب افسانه،به سینه ام عطر تو را سنجاق میکند

هنوز میبویمت و تو نمیدانی عطر هزار بوسه نهان بر کجاوه بانوی ماه را

+   7:33 PM   .  | 

 من اگر فراموش کنم هم قبیلگی سر انگشتانم  را با خاک

 بازهم دلم تو را میخواهد

+   0:2 AM   .  |